بيائيد از اين لحظه هر كاري كه مي توانيم براي كاهش تصادف انجام دهيم. رانندگي تعيين كننده ترين لحظات زندگي است ، در اين لحظات به هوش و متمركز باشيم. هيچگاه و تحت هيچ اجباري وقتي خواب آلود يا عصباني هستيم رانندگي نكنيم. با افزايش آگاهي خود و اطرافيان مي توانيم گام هاي موثري در كاهش تصادف هاي خانمانسوز برداريم.

گل به خودی (برای علی دایی)

گل به خودی (برای علی دایی)

وقتی که آماج حملات کور و بی‌خردانه به کاپیتان تیم ملی آغاز شد، یک بار دیگر به عادت غلط و خطرناک تکرار شنیده‌ها و خوانده‌ها در تخریب انسان‌ها تاسف خوردم. اگر چه حملات تولیدکنندگان شعار‌ها و پیام‌های تلفنی، رادیویی و روزنامه‌ای در بینایی (البته مغرضانه) صورت می‌پذیرفت، اما عموم مصرف کنندگان، بدون فکر و تدبیر و تحلیل، آن‌ها را تکرار می‌کردند.‌‌ همان شیوه‌ای که به واسطهٔ آن، چه بسا بتوان انسان‌های بزرگ را از جامعه حذف نمود. آنان که جامعه بیش از دیگران نیازمند آنان است. ...
نقد و سوال، لازم و سازنده است، اما تخریب و ناسزاهای آن چنانی، برازنده ي چه کسی می‌تواند باشد تا برازنده ي دایی؟! چقدر زود فراموش کردیم او را که با سر و صورت خونین، از غرور و حیثیت ایران و ایرانی دفاع می‌کرد. چگونه فراموش کردیم او را که پس از لحظات افتخارآمیز، به جای حرکات زشت و زننده ي معمول، دستانش را به سوی آسمان بلند می‌کرد و از خدا سپاسگزاری می‌نمود تا توحید و خدا‌شناسی ایرانی را در میادین ورزشی بین المللی به تصویر بکشد. چرا از یاد بردیم اوست که بیشترین افتخارات فوتبالی را به نام ایرانی به ثبت رسانده و هم او بود که مربیانش در بهترین تیم‌ها می‌گفتند علاوه بر فوتبال دائی، شخصیت او قابل احترام و دوست داشتنی است. و چگونه از خاطر بردیم که او کاپیتان تیم ملی کشوری است که پس از سال‌ها، به جام جهانی راه یافته و آن کشور، ایران سرزمین ماست. او را به چه بهانه‌ای به مسلخ بردیم؟ گمان می‌کنم به دلیل افتخارآفرینی‌هایش و نه دیگر...
تیم آنگولا ده نفره در مقابل تیم مکزیک چه کرد؟! که دائی بد بود و ما باختیم! و به که باختیم؟ به تیمی که در جایگاهی بسیار بالا‌تر از ما ایستاده... و آیا همواره باید منتظر معجزه بود؟ که اگر چنین باشد نامش دیگر معجزه نیست... و حالا که آن بازی را باختیم باید همه چیز را ببازیم؟! حتی ایمان و فرهنگ و ادب را...؟! اگرچه عده‌ای در درون این سرزمین، با بی‌آدابی به اشتباه رفتند اما دائی با متانت در نیمکت ذخیره نشست. اگرچه این بار تمام موقعیت‌هایی را که مهدوی کیا می‌ساخت و دائی متخصص استفاده از آن‌ها بود بلامصرف ماند. اما دائی ۹۰دقیقه با ادب در نیمکت ذخیره نشست و ساک پزشکی تیم را نیز با ضربه به هوا نفرستاد... آری، دائی با وقار و ادب خویش، ایمان و فرهنگ ایرانی را در آن سوی مرز‌ها باری دیگر حفظ کرد و به نمایش گذارد. به نوشتن موضوع می‌اندیشم که «گل به خودی» را در شماره ي قبلی پیام خواندم و دیدم باز هم موضوع از تیزبینی و حق جویی پیام مخفی نمانده، خواستم سهمی هم من داشته باشم.

چاپ شده در نشریه پیام زنجان سوم تیر ۱۳۸۵
فریبرز پلویی

 

هرگونه کپی برداری از مطالب فوق، بدون ذکر نام مؤلف و سایت، غیر مجاز است و پیگرد قانونی دارد.

آمار بازدید

410661
امروز
دیروز
بازدید کل
112
175
410661